بایگانی

بایگانیِ سپتامبر, 2009

مشکاتیان هم رفت!

اشک امانم نمیدهد!

تو گویی دلتنگ فرهنگفر شد و بناگاه رفت !

تو گویی در این ماتمسرای زندگی وقتیکه دلتنگ از جور روزگار پناه به ساز او میبردی چون شمعی بناگاه

در این طوفان زندگی خاموش شد و دیگر صدای ساز او را زنده نخواهی شنید.

اشک امانم نمیدهد !

وقتی دستان زیبای او چون قویی باشکوه برروی دریای سنتور به حرکت در میآمد… همه شکوه بود و زیبایی!

دگر بار باد خزان روزگار گلی چید و رفت!

و حالا هزاران سبزه زار زندگی در سوگ او با ناله های جانگداز در فراق او یکدم خاموش نخواهند نشست!

مشکاتیان هم رفت!

معرفی پایگاه تاریخ وفرهنگ ایران

clipped from www.ariarman.com


مهرداد اوستا :

وی در سال ۱۳۰۸
هجری خورشیدی در خانواده‌ای که به شعر و ادبیات علاقه داشتند، در شهر

بروجرد
بدنیا
آمد. پدر بزرگ مادری وی، شاعری خوش قریحه بود که در شعر

رعنا
تخلص
میکرد. اوستا را دومین قصیده سرای بزرگ معاصر پس از

ملک الشعرای بهار

می‌دانند.

ژان پل سارتر

از وی به عنوان “یکی از متفکران برجسته مشرق زمین نام برده‌است. در سه شنبه، ۱۷
اردیبهشت سال ۷۰، در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درگذشت. آثا او :

تصحیح دیوان سلمان ساوجی
،
سال۳۲ -

عقل و اشراق
-

از کاروان رفته

-

پالیزبان
 -

حماسهٔ آرش
 -

از امروز تا هرگز

 -

اشک و سرنوشت

 -

روش تحقیق در دستور زبان
فارسی و شیوهٔ نگارش
 -

شراب خانگی ترس محتسب
خورده
 -

تیرانا

  blog it
Categories: عمومی